|
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند:
اگر خداوند بوسیله یتو یک نفر را هدایت کند برای تو بهتر است از دنیا و هر آنچه در آن است.
بحارالانوار جلد 2 صفحه ی 2
دکتر میر فندرسکی معماری را جامع ترین بستر مادی زندگی بشر می دانست.با این تفکر او معماران و شهرسازان را مسئول شکل گیری و کیفیت فضاهای انسان ساخت می دانست و هیچ گونه توجیهی را در قبول مداخلات نامطلوب و نامناسب در محیط امروزی و تاریخی نمی پذیرفت....
مطلب را به صورت کامل در مجله معمار می توانید مشاهده کنید.
|
تبريز-معاون فرهنگي، اجتماعي و گردشگري منطقه آزاد ارس گفت: مطالعات باستان شناسي و کاوش در محوطه باستاني "کول تپه" آغاز شده و با پايان يافتن فصل اول کاوش ها تا پايان شهريور ماه ، عمليات ايجاد سايت موزه در اين محل با اعتبار 200 ميليون ريال انجام خواهد شد. |
عشق به دیگری حادثه است نه ضرورت
عشق به وطن ضرورت است نه حادثه
عشق به خدا ترکیبی است از حادثه و ضرورت....
امروز از غفلتمان از ضرورت ! در حیرتم....!
((برخیز و مولای خود حضرت مهدی (ع) را اجابت کن که تو را طلب نموده است ))
آنها مرا به محلی که اکنون مسجد جمکران است آوردند ،چون نیک نگاه کردم ، تختی دیدم که فرشی نکو بر آن گسترده شده و جوانی سی ساله بر آن تخت تکیه بر بالش کرده و پیر مردی هم نزد او نشسته است .آن پیر ، حضرت خضر (ع) بود که مرا امر به نشستن نمود .حضرت مهدی (ع) مرا به نام خودم خواند و فرمود ::
((برو به حسن مسلم- که در این زمین کشاورزی می کند -بگو : این زمین شریفی است و حق تعالی آن را از زمین های دیگر برگزیده است ، و دیگر نباید در آن کشاورزی کند ))
عرض کردم : یا سیدی ! لازم است که من دلیل و نشانه ای داشته باشم وگرنه مردم حرف مرا قبول نمی کنند ! آقا فرمودند :
((تو برو آن رسالت را انجام بده ، ما نشانه هایی برای آن قرار می دهیم ، و همچنین نزد سید ابو الحسن - یکی از علمای قم - برو و بگو :حسن مسلم را احضار کند و سود چند ساله را که از زمین به دست آورده است ، وصول کند و با پول آن در این زمین مسجدی بنا نماید ))
((به مردم بگو : به این مکان رغبت کنند و آن را عزیز دارند و چهار رکعت نماز در آن گذارند ))
آنگاه امام (ع) فرمودند :
هر که این دو رکعت نماز را در این مکان -مسجد جمکران - بخواند ، ماند آن است که دو رکعت نماز در کعبه خوانده باشد .
چون به راه افتادم ، چند قدمی نرفته بودم که دوباره مرا خواندند و فرمودند :
((بزی در گله ی جعفر کاشانی است ، آن را خریداری کن و بدین مکان آور و آن را بکش و بین بیماران انفاق کن ، هر بیمار و مریضی که از گوشت آن بخورد ،،حق تعالی او را شفا می دهد ))
حسن بن مثله می گوید :من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اندیشه بودم ، تا این که نماز صبح را خوانده و به ملاقات ((علی المنذر)) رفتم و ماجرای شب گذشته را برای او نقل کردم و با او به همان مکان شب گذشته رفتیم .در آن جا زنجیرهایی را دیدم که طبق فرموده ی امام (ع) حدود بنای مسجد را نشان می داد .
سپس به قم نزد ((سید ابوالحسن رضا)) رفتیم و چون به در خانه او رسیدیم ، خادم او گفت : آیا تو از جمکران هستی ؟ گفتم :بلی ! خادم گفت : سید از سحر در انتظار تو است .آنگاه به درون خانه رفتیم و سید مرا گرامی داشت و گفت :ای حسن بن مثله! من در خواب بودم که شخصی به من گفت :
((حسن بن مثله ، از جمکران نزد تو می آید هرچه او بگوید ، تصدیق کن و بر قول او اعتماد نما، که سخن او سخن ماست و قول او را رد نکن ))
از هنگام بیدار شدن تا این ساعت منتظر تو بودم ، آنگاه من ماجرای شب گذشته را برای وی تعریف کردم .
سید بلافاصله فرمود اسبها را زین نهادند و بیرون آوردند و سوار شدیم . چون به نزدیک روستای جمکران رسیدیم ،گله ی جعفر کاشانی را دیدیم ، آن بز را از پس همه ی گوسفندان می آمد ، به میان گله رفتم و همینکه بز مزا دید به طرف من دوید ، جعفر سوگند یاد کرد که این بز در گله ی من نبوده و تا کنون آن را ندیدم .به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح کرده و هر بیماری از گوشت آن تناول کرد ، با عنایت خداوند تبارک و تعالی و حضرت بقیه الله -ارواحنا فداه - شفا یافت .
ابو الحسن رضا ، حسن مسلم را احضار کرد و منافع زمین را از او گرفت و مسجد جمکران را بنا کرد و آن را با چوپ پوشانید . سید زنجیرها و میخ ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت . هر بیمار و دردمندی که خود را به زنجیر ها می مالید ، خدای تعالی او را شفای عاجل عنایت می فرمود ، پس از فوت سید ابو الحسن ،آن زنجیر ها نا پدید شد و دیگر کسی آنها را ندید .
انسان ، سرمایه هایی دارد .در فاصله تولد و مرگ بر روی این سرمایه ها تجارت هایی
انجام می دهد.باید در این وقت کم به تجارتی دست زد که بی نهایت سود بیاورد و باید به
دنبال خریداری رفت که پولش نقد باشد ........باید در جستجوی بازاری بود که رونق داشته
باشد ، یک بازار ،بازار پایین است با خریدارهایی به نام دل و هوسهایش وبنام مردم و
حرفهایش و به نام دنیا و جلوه هایش ، با ثروت و قدرت و شهرت و مدارک و عنوان هایش
و به نام شیطان و وسوسه هایش.
و یک بازارهم بازار دیگری است با خریداری به نام الله، مالک ،رحیم،مهربان................
هنگامی که یک عمر برای دلم دویدم چه بازدهی دارد؟ هنگامی یک عمر برای
هوس های مردم سوختم آنها به من چه می دهند؟جز جهار تا بارک الله و یک دقیقه
کف زدن و چهار دقیقه سکوت.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(ع - ص )
....................واقعا ما ها خونمون رو می خوایم کجا بسازیم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شهر زیبا
مسائل شهر نه تنها از جنبه ی بصری و معماری آن مطرح است ،بلکه عوامل اقتصادی و
اجتماعی که درتشکیل این مسائل نقشی موثر دارند، در درک صحیح آنها ، بسیار اساسی هستند.این تصور دیرین وفرسوده که تنها با توجه به جنبه ی بصری شهر می توان بر مسائل آن چیرگی یافت یا حتی راه حلی برآنها پژوهش کرد ،هم ناقص است و هم آمیخته به اشتباه . ناقص است، بدین دلیل که فقط قسمتی از عوامل موثر در ساختمان شهر را مورد توجه قرار میدهد : اهمیت سلامت روابط اقتصادی و اجتماعی ،درمقصودی که بر شهر و شهر نشینی مترتب است به هیچ روی از اهمیت صور بصری آن کمتر نیست .واشتباه است ،زیرا به جای علت ،معلول را مورد توجه قرار می دهد .این راست است که مظاهر بصری شهر در زندگی آن نقش اساسی دارند، اما این مظاهر خود، در بسیاری موارد معلول عوامل اقتصادی و روابط اجتماعی موجود در شهرند .ازسویی دیگر شهرسازی به مسائل فنی و یا اقتصادی محدود نمی شود بلکه به زندگی به طور مستقیم وابسته است .و بدون درک زندگی معاصر ایجاد طرح های شهر سازی در عصر ما غیر ممکن است .فرم ویا ساختمان فقط مبین جزء کوچکی از شهرسازی هستند . در حقیقت شهرسازی رابطه ای است که بین اجزاء مختلف شهر وجود دارد . و وجود آن به مثابه اسکلت آهنی درون ساختمان است که بدون آنکه دیده شود باعث استحکام آن می شود .شاید برای فهمیدن معنای یک شهر خوب ،آشنایی با نظرات یک شهرساز خوب همانند فن استرن نیز مفید باشدایشان معتقدند یک شهرساز باید زمین ومحلی را که برای ساختن می خواهد، بشناسد و رابطه ی آن را با محلات و شهر های مجاور و بلاخره با تمام کشور دریابد. مهمتر از همه وی باید به مطالعه ی انسان های مختلفی که شهر را برای آنها می سازد و نحوه ی زندگی آنها بپردازد ،وی باید بداند ساکنین آینده ی
شهر وی جوانند یا پیر ،متاهلند یا مجرد ،یک یا چند کودک دارند . وی باید بداند ساکنین شهردر کدام محل کار خواهند کرد،برای رفتن به کار از کدام خیابان ها و از چه وسائط نقلیه استفاده می کنند .وی باید مسافت بین محلات مسکونی و نواحی صنعتی را معلوم دارد،این مسافت نباید از حد معینی متجاوز باشد .برای شهرساز،شهرصرفا ترکیبی از خیابان ها و محورهای مختلف نیست . اصل ،مردمی هستند که در شهر زندگی می کنند . ازاین رو وی باید نسبت جمعیت را به وسعت شهر بداند .شهر مطلوب باید طوری طراحی شود که با آینده مطابقت داشته باشد.از سویی دیگر کوین لینچ در تئوری شکل شهر از یک سری سیاست هایی یاد می کند وبه دنبال آن ارزشهای موجود در این رابطه را به 4 دسته تقسیم می کند
فضا، زمان ،ومکان – زیگفرید گیدیون- ترجمه: : دکتر منوچهر مزینی
تئوری شکل شهر- تالیف کوین لینچ- ترجمه : دکتر بحرینی
